مردخای مامان، اسرائیلی‌ای در اوایل دهه ۷۰ زندگی‌اش که به نام موتی شناخته می‌شود، به ناامیدی عادت کرده بود. ازدواجش سال‌ها پیش شکست خورده بود، مانند دیگر سرمایه‌گذاری‌های تجاری‌اش که او را همیشه با کمبود پول روبه‌رو می‌کرد. اما در ابتدای سال ۲۰۲۴ دلیلی برای احساس خوشبینی پیدا کرده بود. چهار فرزند بالغ او زندگی خوبی داشتند، دو شریک تجاری جدید پیدا کرده بود و عاشق شده بود.

ناتالی زن بلاروسی جذابی با موهای تیره و لب‌هایی برجسته بود که چند دهه از او جوان‌تر بود. این زوج در ترکیه، خانه پذیرفته‌شده مامان، با هم زندگی می‌کردند، اما به تازگی به اشکلون، شهری در جنوب اسرائیل نزدیک به مرز غزه، نقل مکان کرده بودند. ناتالی شروع به فرآیند طولانی تبدیل به یهودیت کرده بود و در ازای آن، مامان به او وعده داده بود که تمام خواسته‌ها و درخواست‌های مالی‌اش را برآورده کند. یک دوست گفته بود: “او کاملاً شیفته او بود و آماده بود هر خواسته‌ای را برآورده کند.”

عاشق بودن می‌تواند انسان‌ها را به کارهایی وا دارد که خلاف منطق باشد. در مورد مامان، اشتیاق او برای راضی کردن دوست‌دخترش منجر به خیانت به کشورش شد. سال‌ها او یک میهن‌پرست اسرائیلی بود که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را دوست داشت. او دیدگاه‌های قوی راست‌گرا و احساسات ضد عربی را در پست‌های فیس‌بوکش بیان کرده بود. اما به باور خانواده و دوستانش، مامان تبدیل به جاسوس بدترین دشمن اسرائیل، ایران، شد.

بر اساس گزارش شین‌بت، سرویس امنیت داخلی اسرائیل، مامان یکی از ۳۹ اسرائیلی است که در سال گذشته به اتهام جاسوسی برای ایران دستگیر شده‌اند. یکی از مقامات این سازمان به من گفته است که ایرانی‌ها از پایان سال ۲۰۲۲ صدها اسرائیلی را جذب کرده‌اند. این افراد که از طریق پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی یا در سفر به ترکیه یا آذربایجان جذب شده‌اند، از پیشینه‌های مختلفی آمده‌اند: یهودی و عرب، مذهبی و سکولار، جوان و پیر، مرد و زن.

اسرائیل همیشه به مهارت‌های جاسوسی‌اش و انسجام ملی خود افتخار می‌کرده است. برخی این افزایش ظاهری در تعداد اسرائیلی‌هایی که آماده‌اند به کشورشان خیانت کنند را نشانه‌ای از سرخوردگی و فروپاشی اجتماعی می‌دانند. مقامات اسرائیلی نگران هستند. یک مقام سابق شین‌بت گفته است: “ما باید دیگران را از همکاری با بدترین دشمنانمان باز داریم، قبل از اینکه این تبدیل به یک بحران ملی شود.”

تا زمانی که ایران او را جذب نکرده بود، مامان زندگی عادی‌ای داشت. او در سال ۱۹۵۲ به دنیا آمد، در دوران جوانی در ارتش اسرائیل خدمت کرد، با همسرش آشنا شد و به یک منطقه روستایی در شمال اسرائیل نقل مکان کرد. آنجا بود که این زوج چهار فرزندشان را بزرگ کردند و یک مهمان‌پذیر راه انداختند. مامان همیشه به دنبال راه‌هایی برای کسب درآمد بیشتر بود، اما هیچ‌کدام از طرح‌هایش به نتیجه نرسید. پس از اینکه یک دکه شاورما نتوانست راه بیفتد، مامان درگیر جنایتکاران شد. او بعدها به اتهام ارتکاب جرایم مختلف از جمله اخاذی و فرار از مالیات محکوم شد. این “جرایم جزئی”، همان‌طور که یکی از دوستانش توصیف کرده بود، پیش‌درآمد سقوط نهایی او بود.

بر اساس گزارش شین‌بت، سرویس امنیت داخلی اسرائیل، مامان یکی از ۳۹ اسرائیلی است که در سال گذشته به اتهام جاسوسی برای ایران دستگیر شده‌اند. حدود ۲۰ سال پیش، مامان که از همسرش جدا شده بود، به ترکیه نقل مکان کرد تا به دنبال شانس بهتری بگردد. او در سامانداغ، شهری در سواحل مدیترانه نزدیک به مرز سوریه ساکن شد و خود را به عنوان یک تاجر عمده‌فروش، در زمینه سبزیجات، میوه و ادویه‌جات مشغول کرد – هر چیزی که می‌توانست سودآور باشد.

او هر از گاهی به اسرائیل بازمی‌گشت تا با دوستان و خانواده‌اش ملاقات کند. به گفته افرادی که او را می‌شناسند، مامان وقتی درباره شغلش از او سوال می‌شد، از پاسخ دادن طفره می‌رفت و اینطور به نظر می‌رسید که او به طور مخفیانه برای موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل، و واحدهای ویژه اسرائیلی در لبنان و ترکیه کار می‌کند. (شین‌بت و مقامات قضائی این موضوع را رد کرده‌اند.)

با گذشت زمان، کسب‌وکار مامان دچار مشکلات شد. اوضاع برای مدتی بهتر شد وقتی که دو پسرعموی ترک به نام‌های آندری و جونید اسلان، به عنوان شرکای جدید به او پیوستند. (شین‌بت معتقد است که در مقطعی، این دو پسرعموی اسلان برای هر دو سازمان اطلاعاتی ترکیه و ایران فعالیت می‌کردند.)

اما تا آوریل ۲۰۲۴، وضعیت مالی مامان دوباره به سقوط آزاد رفت که به هیچ وجه از علاقه ناتالی به زندگی لوکس کم نشده بود. به گفته مکالمات واتساپی که توسط شین‌بت به دست آمده است، او از اسلان‌ها خواست کمک کنند. آنها ترتیبی دادند تا او با یک تاجر ثروتمند ایرانی به نام ادی ملاقات کند. ادی از طریق پسرعموها با او ارتباط برقرار کرده و وعده داده بود که مامان را با باز کردن درهای بازار میوه و پسته، به یک مرد ثروتمند تبدیل کند.

ادی در جلسه برنامه‌ریزی‌شده حضور نیافت، اما غیبت او تنها بر علاقه مامان افزود. اسلان‌ها گفتند که ادی در ایران است و پیشنهاد دادند که مامان به ایران سفر کند تا او را ملاقات کند. به عنوان یک شهروند اسرائیلی، عبور قانونی از مرز برای او دشوار بود، بنابراین مامان باید خود را به طور غیرقانونی از مرز عبور می‌داد – اقدامی بسیار پرخطر.

در ماه می، مامان همراه با آندری به یک روستا در شرق ترکیه، نزدیک به مرز ایران سفر کرد. او در آنجا در هتلی ماند و منتظر دستورالعمل‌های بیشتر از ادی بود. پنج روز بعد، او گذرنامه، تلفن همراه و وسایل شخصی‌اش را به آندری در هتل سپرد و وارد کامیونی شد که به او گفته شده بود روی یک تشک دراز بکشد. یک مقام اطلاعاتی اسرائیلی گفته است: “به نظر می‌رسد آندری تجربه زیادی در برخورد با مرزبانان ترکیه‌ای داشته باشد. اینطور نیست که بخواهند رشوه نپذیرند تا چشم‌شان را ببندند.”

بعد از عبور از مرز، کامیون در یک ویلا توقف کرد. مامان با استقبال گرمی از چند مرد مهم و خود ادی مواجه شد. او ۱۲ ساعت در ویلا ماند. اگر هنوز متوجه نشده بود که ادی در چه شغلی است، باید به زودی می‌فهمید.

در ازای کمک به او در کسب‌وکار عمده‌فروشی، ادی از مامان خواسته بود که چند “خدمت کوچک” به او انجام دهد. این خدمات شامل مخفی کردن پول و سلاح‌ها در اسرائیل، عکاسی از مناطق شلوغ و ارعاب عرب‌های اسرائیلی‌ای بود که نتواسته بودند مأموریت‌هایی را که سرویس‌های اطلاعاتی ایران برایشان تعیین کرده بودند انجام دهند. مامان موافقت کرد.

ادی و دیگران مأموران وزارت اطلاعات و امنیت ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) بودند. بر اساس گزارش سرویس امنیتی اسرائیل، “خدمات” خواسته‌شده از مامان از کتاب‌های مرسوم اطلاعاتی برداشته شده بودند، به منظور آزمایش تعهد او و ایجاد اهرم فشاری بر او در صورتی که بعدها از همکاری امتناع می‌کرد.

آن شب، مامان به ترکیه بازگشت و دوباره در کامیون مخفی شد. در هتل، آندری ۱۳۰۰ دلار نقدی به او داد. روز بعد، مامان به بلاروس پرواز کرد تا با ناتالی ملاقات کند، که در فرودگاه منتظر او بود؛ چند روز بعد این زوج به اسرائیل بازگشتند.

در سه و نیم ماه بعدی، مامان با آندری ارتباط برقرار کرد و از طریق او ادی را به پیگیری معامله‌های میوه و خشکبارشان تشویق کرد. در اواسط ماه اوت، ادی به طور مثبت پاسخ داد و از مامان خواست تا در ایران ملاقات کنند.

ایرانی‌ها به مامان گفتند که اگر او موافقت کند یکی از بنیامین نتانیاهو یا یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل را ترور کند، ۱۵۰ هزار دلار به او خواهند داد. مامان همانطور که قبلاً کرده بود، روند مشابهی را طی کرد: در هتل نزدیک مرز ماند و وقتی سیگنال داده شد، وسایلش را به آندری سپرد و به عقب کامیون خزید. بلافاصله پس از رسیدن به ایران، کامیون توسط خود ادی و آندری با یک خودرو ملاقات شد. آنها مامان را به ویلا بردند. در راه، ادی به مامان اطلاع داد که دو مأمور اطلاعاتی ایرانی از تهران آمده‌اند تا او را ملاقات کنند. ادی اضافه کرد که این مأموران با “چک باز” می‌آیند و به مامان پیشنهاد کرد که برای وظایفی که به او محول خواهند کرد، مبلغ ۱ میلیون دلار درخواست کند.

این اطلاعات باعث خوشحالی مامان شد. بعد از یک ناهار مجلل در ویلا، او با دو مأمور ملاقات کرد. یکی از آنها عبری روان صحبت می‌کرد. مامان تلاش کرد تا مردان را تحت تأثیر قرار دهد و ادعا کرد که ارتباطات عالی‌ای با جنایتکاران اسرائیلی دارد. اما مأموران تنها به او علاقه داشتند. همانطور که ادی به او گفته بود، مامان خواستار ۱ میلیون دلار شد. آنها در ازای ترور هر یک از نتانیاهو یا گالانت، ۱۵۰ هزار دلار پیش‌پرداخت پیشنهاد کردند و همچنین اجرای حکم اعدام رونن بار، رئیس شین‌بت را نیز پذیرفتند.

مامان شوکه شد. اینها بهترین محافظت‌شده‌ترین و غیرقابل دسترس‌ترین افراد در اسرائیل بودند. او هیچ ایده‌ای نداشت که چگونه می‌تواند آنها را ترور کند. اما مأموران اصرار داشتند که آنها به یک هدف با ارزش نیاز دارند. به عنوان یک طرح جایگزین، آنها پیشنهاد کردند که مامان می‌تواند نفتالی بنت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل را در خانه‌اش در شهر رعنانا ترور کند.

این پیشنهاد به نظر مامان ممکن‌تر می‌آمد. او موافقت کرد اما همچنان قیمت اولیه‌اش یعنی ۱ میلیون دلار را حفظ کرد. مأموران گفتند که پیش‌پرداخت را به ۴۰۰ هزار دلار افزایش خواهند داد. آنها گفتند که دولت ایران به دنبال انتقام سریع از ترور اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس است.

هنیه در ژوئیه همان سال با یک بمب کوچک که در اتاقش در مهمان‌خانه‌ای در تهران که متعلق به سپاه پاسداران بود، پنهان شده بود کشته شد. اگرچه اسرائیل مسئولیت این عملیات را در آن زمان نپذیرفت، رسانه‌های اسرائیلی گزارش دادند که مأموران موساد این عملیات را انجام داده‌اند. این ترور نشان داد که حتی امن‌ترین مخفیگاه‌های ایران نیز ایمن نیستند.

با وجود پیشنهاد پیش‌پرداخت بالاتر، مامان پافشاری کرد و از همکاری برای کمتر از ۱ میلیون دلار امتناع کرد. مأموران، در تلاش برای راضی کردن مقامات خود در تهران، پیشنهاد یک مأموریت دیگر را مطرح کردند: استفاده از مواد منفجره برای ترور شهرداران ناحاریا و عکا، دو شهر ساحلی اسرائیلی. مامان ادعا کرده بود (غلط) که او دو شهردار را می‌شناسد.

چرا این‌قدر از یهودیان اسرائیلی برای ایران جاسوسی می‌کنند؟ — 2

پس از ساعت‌ها مذاکره، مامان و مأموران ایرانی هنوز نتواستند به توافق در مورد مبلغ دست یابند. تصمیم گرفته شد که مذاکرات روز بعد ادامه یابد. آن شب، مامان، آندری و ادی برای شام به یک هتل مجلل رفتند، جایی که مامان و آندری قرار بود بمانند.

مامان از غذای خوشمزه و سرویس عالی به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و در پیامی صوتی به ناتالی گفت: “این دیوانه‌کننده است!” و وعده داد که برای او “عطر بسیار خاصی” بخرد. ناتالی جواب داد: “من عطرهای گل‌دار دوست ندارم” و درخواست کرد که “عطر با رایحه تنباکو و قهوه، که باید قوی و گران باشد” برایش تهیه کند.

صبح روز بعد، مامان و آندری به ویلا بازگشتند و مذاکرات ادامه یافت. مأموران پیشنهاد جدیدی داشتند: آیا ممکن است مامان یک مأمور موساد را جذب کرده و او را به یک مأمور دوگانه تبدیل کند؟ مامان در مقابل پیشنهاد کرد که یک مقام سابق موساد را جذب کند، اما مأموران بر لزوم انتخاب فردی که هنوز در خدمت است تأکید کردند.

بار دیگر مامان مبلغ ۱ میلیون دلار را خواست و بار دیگر جلسه بدون نتیجه به پایان رسید. قبل از ترک آن شب، ادی به او ۵۰۰۰ دلار نقد به عنوان نشان حسن نیت برای حضور در جلسات داد.

پس از ۴۸ ساعت در دل آتش، مامان به ترکیه بازگشت. یک مقام اطلاعاتی اسرائیلی که با شیوه‌های عملیاتی ایران آشنا بود گفته است: “او خوش‌شانس بود که اجازه دادند برود و او را نکشتند.” مامان از طریق قبرس به اسرائیل پرواز کرد. اما وقتی از هواپیما در فرودگاه بن گوریون پیاده شد، توسط پلیس و مقامات شین‌بت دستگیر شد. او که شگفت‌زده شده بود، شروع به فحش دادن و فریاد زدن کرد.

اطلاعات نظامی اسرائیل پیام‌هایی که بین او، آندری، ادی و مأموران ایرانی رد و بدل شده بود را شنود کرده بود. در ابتدا، مامان انکار کرد که کاری اشتباه کرده باشد، اما بعد از ۱۴ جلسه بازجویی سخت، اعتراف کرد که با مأموران ایرانی ملاقات کرده است. او ادعا کرد که قصد آسیب رساندن به امنیت ملی اسرائیل را نداشته و گفت که نمی‌داند اگر مبلغ ۱ میلیون دلار به او پرداخت می‌شد، چه می‌کرد. یک مقام شین‌بت گفت: “ادعای دفاعی او مزخرف است. هیچ شکی نداریم که او قصد آسیب رساندن به امنیت اسرائیل را داشته است.”

از زمان بازگشت نتانیاهو به قدرت در سال ۲۰۲۲، نیروهای گریز از مرکز در جامعه اسرائیل قوی‌تر شده‌اند. فرهنگی از فساد از بالا به پایین نفوذ کرده است.

چرا این‌قدر از یهودیان اسرائیلی برای ایران جاسوسی می‌کنند؟ — 3

این ممکن است کمک کند تا توضیح دهد چرا ایران، علیرغم استفاده از تکنیک‌های جاسوسی ابتدایی، اکنون در جایی که دیگر دشمنان اسرائیل شکست خورده‌اند، موفق است. به مدت تقریباً دو دهه، جنگی جاسوسی بین اسرائیل و ایران (و حزب‌الله، نیروی نیابتی ایران) در جریان بوده است. موساد، سازمان جاسوسی خارجی اسرائیل، دانشمندان ایرانی را ترور کرده، بدافزارهایی را در رایانه‌های هسته‌ای ایران وارد کرده و سایت‌های هسته‌ای و موشکی ایران را خراب کرده است. در فوریه ۲۰۰۸، موساد در یک عملیات مشترک با سیا، عماد فایز مغنیه، مقام حزب‌الله را در دمشق کشته است. ایران و حزب‌الله از آن زمان تلاش کرده‌اند تا با سوء قصد به دیپلمات‌ها، مقامات و حتی گردشگران اسرائیلی انتقام بگیرند.

عملیات‌های ایران که ابتدا محدود به مأموران حرفه‌ای بود، اخیراً به شهروندان عادی نیز گسترش یافته است. یکی از مقامات شین‌بت که با او صحبت کرده‌ام، این رویکرد را به عنوان “پاشیدن و دعا کردن” توصیف کرده است، که سعی دارد با سرمایه‌گذاری در بسیاری از افراد دیگر، چند نفر با کیفیت بالا را جذب کند. این روش یادآور شیوه‌هایی است که قبلاً توسط کاگ‌ب (کمیته امنیت دولتی اتحاد جماهیر شوروی) استفاده می‌شد: اتحاد جماهیر شوروی توانست خدمات مخفی اسرائیل و دیگر نهادها را با شکار اسرائیلی‌هایی که به کمونیسم گرایش داشتند، نفوذ کند. (این کار ساده‌تر بود چون اتحاد جماهیر شوروی به عنوان رقیب اسرائیل در نظر گرفته می‌شد، نه دشمنی مانند ایران و کشورهای عربی.)

امروزه، جذب‌شدگان بیشتر از آن که بر اساس ایدئولوژی باشند، به دنبال پول هستند. یکی از ترفندهای رایج ایران این است که آگهی‌هایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند و از مردم می‌خواهد که آیا می‌خواهند پول آسانی بدست آورند. در ژوئیه ۲۰۱۹، شین‌بت اعلام کرد که تلاش ایران برای جذب یک شبکه گسترده از مأموران در اسرائیل، کرانه باختری و غزه از طریق پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی را خنثی کرده است. سخنگوی شین‌بت در آن زمان گفت: “اکثریت عظیم شهروندان اسرائیلی از همکاری با [ایرانی‌ها] خودداری کردند، چون شک داشتند که این یک عامل دشمن است و ارتباطشان را قطع کردند.”

آزییز نیسانوف، یک موسیقی‌دان نیمه‌وقت ۴۳ ساله از بندر حیفا در شمال اسرائیل، یکی از کسانی بود که از این فرصت برای بدست آوردن پول از ایرانی‌ها وسوسه شد. اما داستان او همچنین مثالی از ضعف پیوند بسیاری از افراد اسرائیل به کشورشان است.

اسرائیل کشوری مهاجرپذیر است که به مهاجران یهودی اولویت می‌دهد. بلافاصله پس از تأسیس در سال ۱۹۴۸، اسرائیل “قانون بازگشت” را تصویب کرد که به افراد با حداقل یک جد یهودی، شهروندی خودکار اعطا می‌کند.

نیسانوف همراه با خانواده‌اش از آذربایجان در سن هفت سالگی به اسرائیل مهاجرت کرده بود. یهودیان آذری به نام “یهودیان کوهستان” شناخته می‌شوند و بسیاری از آنان نسل‌های ایرانی یهودی هستند که از ایران به آذربایجان آمده‌اند. آنان فرهنگ خاص خود را دارند که از جمله آن، گویش یهودی-تات است. خانواده نیسانوف مانند بسیاری دیگر از جامعه‌شان، به دلیل مشکلات در اتحاد جماهیر شوروی سابق، اما همچنین به دلیل هویت یهودی قوی خود، به اینجا مهاجرت کردند: آنان معتقد بودند که زندگی در سرزمین یهودیان قطعاً بهتر خواهد بود.

اما اینگونه نبود. بسیاری از یهودیان آذری در اسرائیل هنوز مشکلات زیادی دارند. آن‌ها برای پیدا کردن شغل، مقابله با هزینه‌های بالای زندگی یا پیدا کردن مسکن مناسب مشکل دارند. بسیاری از یهودیان آذری احساس می‌کنند که نادیده گرفته شده‌اند.

در اواسط ۲۰۲۲، نیسانوف به سرزمین خود بازگشت، جایی که به یک دوست قدیمی اعتراف کرد که برای امرار معاش به عنوان موسیقیدان مشکل دارد. دوستش او را به یک ایرانی ۵۶ ساله به نام “الشان آقایف” معرفی کرد (نزدیک به یک سوم ایرانی‌ها از نسل آذری‌ها هستند). آقایف ادعا کرد که برای شخصی به نام “اورهان” کار می‌کند. در واقع، این دو نفر، مأموران اطلاعاتی ایرانی بودند. طبق گزارش شین‌بت، نیسانوف به‌طور داوطلبانه موافقت کرد که با این دو مرد همکاری کند. وکیل او، ماهر تهامی، گفت که موکلش به دلیل مشکلات مالی و احساس بیگانگی از جامعه اسرائیل تحت تأثیر قرار گرفت.

ابتدا، نیسانوف موظف شد که از مکان‌های غیرنظامی در اسرائیل عکس بگیرد. اما دستورها به‌زودی به مستند کردن سایت‌های نظامی و استراتژیک گسترش یافت. طبق دستورالعمل‌های دقیق و نشانه‌هایی در گوگل ارث و گوگل مپس، نیسانوف از مقر موساد در گلیلو، پایگاه دریایی حیفا، سامانه گنبد آهنین (سیستم دفاع هوایی اسرائیل) و مقر ارتش دفاعی اسرائیل (IDF) در تل‌آویو عکس گرفت.

نیسانوف شش همدست جذب کرد، از جمله دو نفر نوجوان و پسر ۱۹ ساله‌اش، یگال نیسانوف، که نام خانوادگی خود را به نیسان تغییر داده بود. یگال، که پیشتر در نیروی هوایی اسرائیل خدمت می‌کرد، وظیفه خود را رها کرده و تحت تعقیب پلیس نظامی بود. آنان با هم یک شبکه جاسوسی کارآمد تشکیل دادند و تقریباً ۱۰۰ هدف در سراسر اسرائیل را زیر نظر داشتند.

چرا این‌قدر از یهودیان اسرائیلی برای ایران جاسوسی می‌کنند؟ — 4

در جسورانه‌ترین ماموریت خود، این گروه موظف شدند تا پس از حمله موشکی ایران به پایگاه هوایی نوویتیم، که محل استقرار اسکادران‌های جنگنده F-35 اسرائیل است، خسارات وارده را بررسی کنند. آنها همچنین مأمور شدند که فرمانده پایگاه، یک سرتیپ، را تحت نظر بگیرند.

نیسانوف حتی از خانواده خود نیز استفاده کرد. زمانی که مادرش به یک مراسم در سفارت آذربایجان در تل‌آویو دعوت شد، او را تشویق کرد تا عکس بگیرد. در یک مورد، نیسانوف به آذربایجان سفر کرد، جایی که دستورالعمل‌های بیشتری از مأموران ایرانی دریافت کرد.

گروه که برای هر ماموریت بین ۵۰۰ تا ۱,۲۰۰ دلار دریافت می‌کرد، در مدت ۱۵ ماه حدود ۳۰۰,۰۰۰ دلار درآمد کسب کرد. پرداخت‌ها از طریق ارزهای دیجیتال انجام می‌شد که برخی از آنها به منابع روسی مرتبط بود. اطلاعات ایران هزینه‌ها را پوشش می‌داد، از جمله اتاق‌های هتل، خودروهای اجاره‌ای، دوچرخه‌ها، دوربین‌های جدید و کامپیوترها. مقامات اسرائیلی در نهایت یک خودرو، دو موتور سیکلت و ۱۱,۰۰۰ دلار پول نقد را ضبط کردند.

فعالیت‌های این شبکه پیامدهای ملموسی داشت. سایت‌های نظامی که توسط نیسانوف و تیمش عکس‌برداری شده بودند، هدف راکت‌ها و پهپادهای حزب‌الله قرار گرفتند. در مه ۲۰۲۴، حزب‌الله یک بالن نظارتی اسرائیلی که به حسگرهای پیشرفته مجهز بود، سرنگون کرد. این یکی از چندین سایتی بود که توسط گروه تحت نظر قرار گرفته بود.

عملیات به طور ناگهانی در سپتامبر ۲۰۲۴ متوقف شد، زمانی که نیروهای ویژه شین‌بت به خانه‌های اعضای گروه حمله کردند و آنها را دستگیر کردند. مقامات این گروه را “یکی از خطرناک‌ترین و بی‌شک بزرگترین شبکه‌های جاسوسی که تاکنون در اسرائیل فعالیت کرده است” توصیف کردند. به طرز وحشتناکی مشخص شد که نیسانوف قرار بود ده روز بعد در یک رویداد موسیقی در حضور اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل، و چندین عضو کابینه، اجرا کند.

داستان آشر بنیامین وایس، یک یهودی ۲۴ ساله از بنی‌برک که از خانواده‌های ارتدوکس است، شکاف عمیق دیگری را در جامعه اسرائیل نشان می‌دهد. تا سال گذشته، بیشتر یهودیان ارتدوکس از خدمت سربازی معاف بودند، در حالی که برای دیگر اسرائیلی‌ها این خدمت الزامی بود. اما در ژوئن ۲۰۲۴، دیوان عالی اسرائیل حکم داد که یهودیان ارتدوکس دیگر نمی‌توانند از خدمت سربازی امتناع کنند که باعث اعتراضات در شهرهایی با جمعیت بزرگ ارتدوکس مانند اورشلیم و بنی‌برک شد. این تصمیم باعث شد که وایس از دولت اسرائیل متنفر شود. او پوسترهایی در سراسر بنی‌برک نصب کرد که نتانیاهو را با آدولف هیتلر مقایسه می‌کرد. پس از اینکه او روی آگهی آنلاین ایرانی‌ها کلیک کرد، وایس بدون هیچ درنگی با درخواست‌های آنها موافقت کرد.

مأموران ایرانی از وایس خواستند تا یک دانشمند ارشد هسته‌ای اسرائیلی و خانواده‌اش را ترور کند. (این ماموریت قبلاً به یک گروه از عرب‌های اسرائیلی واگذار شده بود، اما آنها توسط خدمات امنیتی متوقف شده بودند.) وایس از خانه و خودرو دانشمند هسته‌ای عکسبرداری کرد و موفق شد به موسسه وایزمن در نزدیکی تل‌آویو که دانشمند در آنجا کار می‌کرد، نفوذ کند. وایس پیش از آنکه بتواند آسیبی وارد کند دستگیر شد، اما somehow گوشی خود را از بین برد و هیچ مدرکی از گفتگوهایش با ایرانی‌ها باقی نگذاشت. برای جاسوسی خود، وایس ۲۵,۰۰۰ دلار در کیف پول دیجیتال خود از ایرانی‌ها دریافت کرده بود، هرچند که محققان اسرائیلی باور دارند او بیشتر از این دریافت کرده است.

در طول بازجویی‌اش، وایس ادعا کرد که “ترسیده بودم که نه بگویم. نمی‌خواستم آنها به من آسیب برسانند.” از مامور ایرانی گفت: “او به من گفت، ‘بیشتر آدم بیاور، برای هر نفر که بیاوری ۲۰٪ از سودی که او دریافت می‌کند به تو می‌دهم.’ آنها همیشه از ما می‌خواستند که افراد بیشتری برای انجام ماموریت‌هایشان پیدا کنیم.”

در دسامبر ۲۰۲۴، موتی مامان به جرم همکاری با دستگاه‌های اطلاعاتی ایران و ورود به یک کشور دشمن بدون مجوز محکوم شد (هنوز حکم نهایی او صادر نشده است). وایس، نیسانوف و همدستانش، و هفت عرب اسرائیلی در زندان هستند و منتظر آغاز محاکمه‌شان می‌باشند. به نظر می‌رسد که افراد دیگری نیز به این جمع جاسوس‌ها افزوده خواهند شد. در پایان ژانویه، دو ذخیره‌نظامی اسرائیل، یوری الیاسپوف و جورجی آندریف، هر دو ۲۱ ساله، به ظن جاسوسی برای ایران دستگیر شدند، به طوری که الیاسپوف ویدیویی از عملیات سامانه گنبد آهنین را به اشتراک گذاشته بود.

در بیانیه‌ای، یکی از افسران تحقیق درباره موارد الیاسپوف و آندریف گفت: “هر کسی که ویدیوهای یوری را دریافت کرده و این سیستم‌ها را درک کند، می‌تواند علیه دولت اسرائیل اقدام کند که بسیار خطرناک است.” این جوانان که ممکن است با حکم اعدام مواجه شوند، به نظر می‌رسد که به دلیل مشکلات مالی انگیزه پیدا کرده‌اند. “من به دلیل شرایط مالی سخت وارد این قضیه شدم”، الیاسپوف به دادستان‌ها گفت. در زمان دستگیری، او ۲,۵۰۰ دلار از ایرانی‌ها دریافت کرده بود. آندریف تنها ۵۰ دلار دریافت کرده بود.

Why are so many Israeli Jews spying for Iran

By Yossi Melman