متن کامل مقاله
۴ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۹:۰۰ شب به وقت شرق آمریکا
با تنگتر کردن حلقه محاصره در تنگه هرمز، هم آمریکا و هم ایران انتظار داشتند بیشتر از رقیب خود دوام بیاورند و باور داشتند که زمان به نفع آنها پیش خواهد رفت.
حالا به نظر میرسد روند اوضاع علیه تهران پیش میرود.
محاصره دریایی آمریکا از ماه ژوئیه مانع از صادرات هرگونه نفت ایران از خلیج فارس شده است. همزمان، واشنگتن با وجود حملات پهپادی و موشکی ایران توانسته به کشورهای عرب حوزه خلیج فارس کمک کند تا مقادیر قابل توجهی از نفت خام خود را از این آبراه عبور دهند و مانع از جهش قیمت جهانی نفت به بالاتر از سطوح بحرانی شود.
سمیر مدنی (Samir Madani)، از بنیانگذاران شرکت اطلاعات دریایی TankerTrackers.com گفت: «محاصره ایران بیشتر از محاصره آمریکا روزنه دارد. ایرانیها فقط نمیتوانند کل مسیر را به طور کامل ببندند.»
این پرسش راهبردی که آیا زمان در نهایت به سود واشنگتن تمام خواهد شد یا به نفع حکومت تهران، هنوز بیپاسخ مانده است. ایران همچنان راههایی برای تشدید این درگیری طولانیشده در اختیار دارد تا هزینهها را برای آمریکا و متحدانش بالا ببرد. توانایی ارتش آمریکا برای حفظ این محاصره دریایی برای چندین ماه دیگر نیز نامشخص است.
اما اکنون مشخص شده که محاسبات شش ماه پیش تهران هنگام بستن تنگه هرمز و مسدود کردن یکپنجم عرضه نفت خام جهان، اشتباه از آب درآمده است. این اقدام نه بحران اقتصادی جهانی به راه انداخت و نه پرزیدنت ترامپ را مجبور کرد جنگ را با شروط ایران به پایان برساند.
با این حال، محاصره بندرهای ایران از سوی ترامپ که در آوریل اعمال شد و در ژوئیه پس از شکست یک توافق کوتاهمدت برای بازگشایی آبراه دوباره به اجرا درآمد، رفتار ایران را هم تغییر نداده است. با وجود آشفتگی اقتصادی روزافزون، این محاصره جرقه خیزش مردمی علیه جمهوری اسلامی را نزد—و تهران را هم متقاعد نکرد که تنگه را برای دریانوردی آزاد باز کند.
ولی نصر (Vali Nasr)، استاد مطالعات خاورمیانه در Johns Hopkins University و مقام سابق وزارت امور خارجه آمریکا که در تماسهای غیررسمی با ایران مشارکت داشته است، گفت: «فرضیات هیچیک از دو طرف درست از آب درنیامده و هیچکدام هم راه خروجی ندارند.»
با این همه، در حال حاضر اهرم فشار ایران بر تنگه هرمز آرام اما پیوسته در اثر عملیات نظامی آمریکا در منطقه در حال فرسایش است. قیمت نفت خام در بازارهای جهانی زیر ۱۰۰ دلار در هر بشکه مانده است؛ رقمی که بالاست اما فاصله زیادی با آستانه بحرانی اقتصاد جهانی دارد. این موضوع تا حدی به دلیل استفاده چین از ذخایر داخلی و کاهش واردات بوده است.
البته ماجرا فقط به نفت خلاصه نمیشود. محمولههای گاز طبیعی مایع، کودهای شیمیایی و سایر کالاها نیز در خلیج فارس متوقف ماندهاند و اقتصاد قطر، کویت، عراق و بحرین را تحت فشار شدید قرار دادهاند؛ کشورهایی که مسیر دریایی جایگزینی ندارند.
یک مقام ارشد عرب خلیج فارس گفت زمان به نفع هیچیک از دو طرف نیست، اما ساعت برای ایرانیها تندتر میگذرد چون تحت فشار اقتصادی فوقالعادهای قرار دارند. او گفت ساعت آمریکاییها بیشتر به سیاست و افکار عمومی مربوط است تا فشار اقتصادی.
وبسایت TankerTrackers.com اوایل این هفته برآورد کرد که در ۲۸ روز گذشته به طور میانگین روزانه حدود ۵ میلیون بشکه نفت خام—که تقریباً هیچکدام ایرانی نبوده—از طریق تنگه هرمز از خلیج فارس خارج شده است؛ به علاوه حدود ۲.۵ میلیون بشکه از طریق بنادر نفتی دریای عمان مانند فجیره در امارات متحده عربی. این میزان صادرات نشاندهنده بیش از ۴۰ درصد از جریان نفت منطقه پیش از آغاز جنگ است.
حملات مداوم ایران به کشتیها با هدف حفظ کنترل خود بر تنگه هرمز انجام میشود و تبادل حملات موشکی و پهپادی را در پی داشته که تاکنون با دقت تنظیم شدهاند. ایران به نفتکشها در دریا و پایگاهها و تاسیسات نظامی آمریکا در بحرین، کویت و اردن حمله کرده—اما از حملات گستردهتر به اسرائیل و بزرگترین اقتصادهای خلیج فارس، یعنی عربستان سعودی و امارات خودداری کرده است.

در این میان، آمریکا شهرهای بزرگ ایران را بمباران نکرده و رهبران نظامی و سیاسی آن را هم هدف نگرفته است. این مهلت به ایران فرصت داده صنایع نظامی خود، از جمله بخشهای تولید موشک را که در طول ۴۰ روز جنگ تمامعیار بین فوریه و آوریل هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته بودند، بازسازی و تعمیر کند.
همسایگان حوزه خلیج فارس ایران امیدوارند این خویشتنداری نسبی در هر دو طرف ادامه یابد و راه را برای یک توافق در آینده هموار کند. مقام ارشد خلیج فارس گفت: «برای ما در این منطقه، گرچه بنبست را به جنگ ترجیح میدهیم، اما توقف دائمی درگیریها را به بنبست ترجیح میدهیم.»
با این حال، رهبران ایران مدتهاست هشدار دادهاند که نمیتوانند وضعیتی را بپذیرند که در آن کشورهای عرب خلیج فارس نفت صادر کنند اما تجارت ایران خفه شود. زمانی که محاصره آمریکا برای نخستین بار توسط ترامپ اعمال شد، مقامات ایرانی برآورد کردند که میتوانند حدود پنج ماه بدون پیامدهای فاجعهبار برای اقتصاد دوام بیاورند. آن موعد اکنون به سرعت در حال نزدیک شدن است و تهران را وادار به اتخاذ تصمیمی راهبردی میکند.
نصر استاد دانشگاه گفت: «یک گزینه برای آنها تسلیم شدن است. گزینه دیگر تشدید تنش در ابعادی بسیار بزرگتر است تا تلاش کنند راه خروج خود از تنگنا را با جنگ باز کنند.» او افزود چنین تشدیدی میتواند گزینه محتملتری باشد: «محاسبه آنها این است که حتی اگر مجبور شوند به میز مذاکره بازگردند و امتیاز بدهند، در صورت وارد آوردن فشار نظامی بیشتر، امتیازات کمتری خواهند داد.»
تقویم سیاسی آمریکا نیز عامل مهمی در محاسبات ایران است و احتمال تشدید درگیری را تقویت میکند. یک مقطع حساس در سالهای اولیه جمهوری اسلامی، تصمیم به دستکاری انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۸۰ آمریکا با به تاخیر انداختن آزادی گروگانهای آمریکایی تا پس از پیروزی رونالد ریگان بر جیمی کارتر بود. دولت ریگان بعدها مخفیانه به ایران سلاح داد.
امروز رهبران ایران به خوبی میدانند این جنگ در آمریکا تا چه حد منفور است، تا حدی به این دلیل که به افزایش قیمت بنزین در جایگاهها انجامیده است. آنها تمایل چندانی ندارند با سازش بر سر تنگه هرمز—که درست پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر قیمت بنزین را پایین میآورد—به ترامپ پاداش دهند؛ کسی که در ماه فوریه دستور ترور بخش عمدهای از رهبران سیاسی و نظامی ایران را صادر کرد.

الی گرانمایه (Ellie Geranmayeh)، کارشناس مسائل ایران در European Council on Foreign Relations گفت: «همزمان با تندتر شدن گذر زمان، دیدگاه موجود در تهران این است: “چرا باید ذرهای از فشار روی ترامپ را کم کنیم تا امتیاز بدهد؟ بگذارید درد آن را در پای صندوقهای رای بچشد.”»
بیتردید فشارهای سیاسی داخلی نیز در ایران وجود دارد. رهبران غیرنظامی کشور، مانند مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، که مذاکرات ژوئن با آمریکا را هدایت کردند، با اشاره به وخامت اوضاع اقتصادی ایران، خواستار بازگشت به مذاکرات شدهاند.
ریال به سرعت در حال از دست دادن ارزش خود است، تورم اوج میگیرد و کمبود بنزین به امری عادی بدل شده است. پزشکیان در یک مصاحبه تلویزیونی اخیر با اشاره به اینکه تجارت ایران بین ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش یافته، گفت: «بعضیها میگویند تحریمها هیچ اثری ندارد. به این افراد واقعاً نمیدانم چه بگویم.»
با این حال، به نظر میرسد قدرت واقعی در تهران در دستان فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، به ویژه اینکه مجتبی خامنهای، رهبر رسمی جدید کشور، پس از جراحات ناشی از حمله آمریکا در فوریه که منجر به کشته شدن پدرش علی خامنهای شد، همچنان مخفی مانده است. این فرماندهان مانند محسن رضایی، دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی، و احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، حکومت را در حال پیشبرد یک جنگ بقا میدانند و بعید است تحت تاثیر فشارهای اقتصادی وارده بر شهروندان قرار گیرند.

به نوعی، تورم و در پی آن فقیرتر شدن طبقه متوسط ایران میتواند یک انتخاب سیاستی باشد تا جامعهای بسیار نظامیتر و متمرکزتر و آماده جنگ شکل بگیرد—و از تکرار اعتراضاتی جلوگیری شود که در ژانویه ایران را تا آستانه انقلاب پیش برد.
اسفندیار باتمانقلیچ (Esfandyar Batmanghelidj)، مدیرعامل اتاق فکر Bourse & Bazaar Foundation مستقر در لندن گفت: «اقتصاد ایران رو به ضعف است. اما تضعیف اقتصاد همچنان میتواند بخشی از یک راهبرد حسابشده از سوی برخی چهرههای رهبری ایران باشد تا توان پایداری خود را در این منازعه حفظ کنند. آنها توان سرکوب فوقالعادهای در اختیار دارند و میدانند با وخیمتر شدن اوضاع اقتصادی، مردم عادی توانایی بسیج گسترده را از دست میدهند.»
نورمن رول (Norman Roule)، که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۷ به عنوان مقام ارشد جامعه اطلاعاتی آمریکا در امور ایران خدمت کرده است، افزود اگر تاریخ معاصر درسی درباره تحولات درون ایران به ما آموخته باشد، آن درس احتیاط در پیشبینیهاست.
او گفت: «کسانی که فکر میکنند حکومت قویتر، ریشهدارتر در جامعه ایران، یا تحت حفاظتتر از سوی نهادهای فراگیر امنیتی داخلی است که فروبپاشد، باید به یاد بیاورند که روزگاری قضاوتهای مشابهی درباره مبارک، بن علی، چائوشسکو و حتی اتحاد جماهیر شوروی میشد. هر کس ادعا کند با قطعیت میداند آیا جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد یا دوام خواهد آورد و چه زمانی این اتفاق میافتد، ابتدا باید از او خواست توانایی پیامبری خود را با گفتن شمارههای برنده بختآزمایی هفته آینده ثابت کند.»
حق نشر ©۲۰۲۶ Dow Jones & Company, Inc. کلیه حقوق محفوظ است. 87990cbe856818d5eddac44c7b1cdeb8
در نسخه چاپی ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ با عنوان «ورق در نبرد محاصره به زیان ایران برمیگردد» منتشر شد.
یاروسلاو تروفیموف خبرنگار ارشد امور خارجی The Wall Street Journal است که تحلیلهای گزارشمحوری درباره مسائل و رویدادهای مهم جهان ارائه میدهد. او برنده جایزه Overseas Press Club برای بهترین تفسیر امور بینالملل در سال ۲۰۲۶ و جایزه National Press Club برای تحلیل سیاسی در سال ۲۰۲۴ شده است. او همچنین در سال ۲۰۲۳ برای پوشش جنگ اوکراین و در سال ۲۰۲۲ برای پوشش تصرف افغانستان توسط طالبان، فینالیست جایزه Pulitzer Prize بوده است.
یاروسلاو متولد اوکراین و فارغالتحصیل New York University است که در سال ۱۹۹۹ به The Wall Street Journal پیوست و پیش از این به عنوان خبرنگار در رم، خاورمیانه و خبرنگار آسیایی مستقر در سنگاپور، رئیس دفتر در افغانستان و پاکستان و ستوننویس مقیم دبی درباره مسائل خاورمیانه بزرگ فعالیت داشته است.
او نویسنده یک رمان تاریخی به نام «No Country for Love» و سه کتاب مستند روایی با عنوانهای «Faith at War»، «The Siege of Mecca» و «Our Enemies Will Vanish» است؛ کتابی که فینالیست Orwell Prize شد و جایزه Peterson Literary Prize را کسب کرد.
