متن کامل مقاله
جولیا مولچانووا (Julia Molchanova) وقتی با جفری اپستین (Jeffrey Epstein) آشنا شد، ۲۲ ساله بود و انگلیسی کمی بلد بود. او برای اولین بار داستانش را تعریف میکند.
|عکاسی از موریا راتنر (Moriah Ratner) برای WSJ
۵ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۵:۳۰ صبح به وقت شرق آمریکا
اوایل سال ۲۰۱۹، جولیا مولچانووا اپلیکیشن بررسی وضعیت اعتباریاش را روی گوشی باز کرد. این برنامه کارتهای اعتباری و هزینههایی را نشان میداد که او اصلاً از آنها خبر نداشت.
او سالها یکی از زنان جوانی بود که جفری اپستین آنها را «دستیاران» خود مینامید؛ پوششی که مولچانووا میگوید او برای پنهان کردن سوءاستفادههای جنسیاش به کار میبرد. او کمکم شک کرد که اپستین از حسابهایی که به نام او باز شده برای اهداف خودش هم استفاده میکند و تصمیم گرفت برای اولین بار با او روبهرو شود.
مولچانووا روز ۴ آوریل ۲۰۱۹ به اپستین پیام داد: «برای صحبت درباره آینده احساس راحتی نمیکنم». او در حالی این پیام را با اضطراب تایپ میکرد که عرق بر لباسش نشسته بود. او به اپستین گفت هیچ چیزی از شرکتی که به نامش ثبت شده نمیداند و میخواهد «زندگی عادی خودش را داشته باشد».
مولچانووا در مصاحبه با The Wall Street Journal برای اولین بار علنی درباره این دوره سخت صحبت کرد و فاش کرد که او همان شاکی اصلی با نام مستعار Jane Doe در یک دادخواست گروهی علیه Bank of America بوده است.
این زن ۳۷ ساله که بهتازگی یک برند مد راه انداخته و قصد دارد از قربانیان جرم و جنایت حمایت کند، گفت: «من جلو آمدهام تا ثابت کنم زنان صدا دارند و میتوانند خودشان را دوباره بسازند، پیش بروند و در زندگی کارهای خوبی انجام دهند».
در این دادخواست که سال گذشته ثبت شد، آمده است که Jane Doe چندین سال مورد آزار و اذیت اپستین قرار داشته و در Bank of America حسابهایی داشته که اپستین از آنها برای تسهیل قاچاق جنسی استفاده میکرده است. این دادخواست، بانک را به نادیده گرفتن تراکنشهای مشکوک متهم کرد.
مولچانووا گفت روند حقوقی از جمله در میان گذاشتن سوابق پزشکی خصوصیاش بسیار طاقتفرسا بود، اما احساس خوبی دارد چون میداند این کار ممکن است مانع از قربانی شدن دیگران شده باشد. او گفت: «این مرد باید در زندان میبود. این سیستم بود که در حق ما کوتاهی کرد».
یک قاضی فدرال اخیراً توافق ۷۲.۵ میلیون دلاری با Bank of America را تأیید کرد که قرار است میان دهها قربانی اپستین تقسیم شود. قاضی گفت این پرونده «هرچند ناقص، اما عدالتی واقعی» برای این زنان به همراه داشت.
Bank of America در بیانیهای اعلام کرد همچنان تأکید دارد که در جرایم قاچاق جنسی نقشی نداشته و «این توافق به ما اجازه میدهد این موضوع را پشت سر بگذاریم و برای شاکیان هم آرامش خاطری فراهم میکند».
برد ادواردز (Brad Edwards)، وکیلی که در این پرونده وکالت مولچانووا و دیگر قربانیان اپستین را بر عهده داشت، گفت: «او هر دلیلی داشت تا از حریم خصوصیاش محافظت کند و آرام به زندگیاش ادامه دهد. اما به جایش تصمیم گرفت بایستد؛ نه فقط برای خودش، بلکه برای صدها زنی که شاید دنیا هرگز نامشان را نداند».
یک دیدار در پیادهرو
سوءاستفادههای جنسی اپستین با محکومیتش در سال ۲۰۰۸ در فلوریدا تمام نشد—برخلاف آنچه بسیاری از همراهان سرشناس او بعدها گفتند فکر میکردند—بلکه تا بازداشت دومش در سال ۲۰۱۹ ادامه یافت. طبق گزارش تحقیقی سال ۲۰۲۳ The Wall Street Journal، او دهها زن را که عمدتاً اهل روسیه و اروپا بودند، با این وعده که از ارتباطاتش با افراد قدرتمند برای پیدا کردن کار یا فرصتهای دیگر استفاده میکند، به دام انداخت.
پس از سال ۲۰۰۸، او دختران جوان بالای ۱۸ سال مثل مولچانووا را که شبیه نوجوانها به نظر میرسیدند هدف گرفت و اغلب با سوءاستفاده از نقاط ضعف و آسیبپذیریهایشان آنها را به سمت خود کشید.
مولچانووا توضیح داد که چگونه روشهای اپستین بعد از اینکه در فلوریدا به خاطر ماساژ جنسی توسط دختران نوجوان گیر افتاد، پیچیدهتر شد. اپستین یک شرکت LLC به نام مولچانووا ثبت کرد و آن را به عنوان شرکت طراحی خودِ او به وی معرفی نمود، اما او میگوید اپستین از آن برای کارهای خودش استفاده میکرد.
او گفت: «او آدم بسیار فریبکار و سلطهجویی بود. این توهم وجود داشت که تو چیزی داری. در واقع من هیچ چیزی نداشتم و همه چیز فقط به سود او بود».
مولچانووا گفت وقتی در دسامبر ۲۰۱۱ در سفری به نیویورک با اپستین آشنا شد، ۲۲ سال داشت. او در آن زمان در روسیه زندگی میکرد و انگلیسی کمی بلد بود. اپستین او را در خیابان و نزدیکی Barneys در Madison Avenue دید، حرفی درباره چشمان آبیاش زد و طوری که انگار دارد یک جاذبه گردشگری را نشان میدهد، او را به سمت خانه ویلاییاش در همان نزدیکی هدایت کرد.
داخل خانه چند نفر حضور داشتند و اپستین از طریق یک زن جوان روس که برایش ترجمه میکرد، او را برای صبحانه روز بعد دعوت کرد. وقتی برگشت، اپستین پشت سر هم از او سؤال پرسید و آن زن همه را ترجمه کرد: چه میخواهی؟ رویای چه کاری را در سر داری؟
مولچانووا که در روسیه دانشجوی طراحی بود، به اپستین گفت به طراحی مد علاقه دارد. به گفته او، اپستین پیشنهاد داد برای ثبتنام در Fashion Institute of Technology در نیویورک به او کمک کند. او گفت: «این همان قلاب بود». او بعد از بازگشت به روسیه، برای آمادگی دوره FIT در کلاسهای خیاطی ثبتنام کرد. پول کلاسهای خیاطی را اپستین پرداخت کرد.
اپستین در ژانویه ۲۰۱۲ او را به نیویورک کشاند تا FIT را به او نشان دهد و او را در آپارتمانی تحت کنترل خودش که بسیاری از قربانیانش را در آن نگه میداشت، مستقر کرد. در این سفر، او برای نخستین بار به وی آزار جنسی رساند. وقتی مولچانووا ابراز ناراحتی کرد، اپستین به او گفت آزادی جنسی بخشی از فرهنگ آمریکاست و او باید برای همرنگ شدن با محیط تغییر کند.
به گفته او، آنچه تله را کاملاً بست، سفری به پاریس در ماه بعد بود. او همراه دوستپسرش به آنجا رفته بود. در میانه دعوایی با دوستپسرش که به خشونت کشیده شد، ترسید و به اپستین که اتفاقاً او هم در پاریس بود پیام داد. اپستین به او کمک کرد از دست دوستپسرش فرار کند و او را با پروازی به روسیه فرستاد.
«مثل یک فرقه بود»
مولچانووا در نهایت به نیویورک نقل مکان کرد و به این امید که وارد دنیای طراحی شود، به توصیههای اپستین عمل کرد؛ اما هیچ تحصیلی در FIT محقق نشد. سخنگوی FIT گفت این دانشگاه همچنان در حال بررسی موارد مرتبط با نام این مرکز است.
با گذشت زمان، اپستین از او انتظار داشت «دستیار» او شود، هرچند هیچ کار واقعی وجود نداشت و توصیههایش به یک سری قوانین تبدیل شد. او باید مدام از اپستین تشکر میکرد، خوشحال به نظر میرسید و با همه خوشبرخورد بود.
او گفت: «مثل یک فرقه بود». به گفته او و سایر قربانیان، اپستین علاوه بر وادار کردن مداوم زنان به کارهای جنسی، انتظار داشت آنها زنان دیگری را هم برایش بیاورند.
مولچانووا گفت چون کسی را برایش نمیآورد، خشم اپستین از او بیشتر شد و مدام میپرسید چه کار میکنی تا مفید باشی. او گفت در چند مورد، اپستین او را به اتاقی در خانهاش فرستاد تا چند روز در تنهایی بماند.


مولچانووا گفت اپستین خرج و مخارج او را زیر نظر داشت. او به یاد میآورد که کمتر از ۳ هزار دلار در ماه از او میگرفت، اما گفت این مبلغ تغییر میکرد. او گفت اپستین تعیین میکرد چه بپوشد، موهایش چقدر بلند باشد، پیش چه پزشکانی برود و با چه کسانی وقت بگذراند.
اسناد نشان میدهند که اپستین حدود سال ۲۰۱۳ مقدمات ازدواج صوری مولچانووا و یک زن دیگر با یکدیگر را فراهم کرد—ترفندی که The Wall Street Journal گزارش داده او برای زنان دیگر هم به کار میبست.
در سال ۲۰۱۴، دارن ایندایک (Darren Indyke)، وکیل اپستین، به ثبت شرکتی به نام او با عنوان JSC Interiors کمک کرد. مولچانووا گفت اپستین وانمود میکرد این کار برای کمک به راهاندازی کسبوکار طراحی اوست. او چند کار کوچک مربوط به طراحی مثل گلآرایی انجام داد و بعد اپستین بدون اطلاع او، از حساب متصل به این شرکت برای جابهجایی پول و انجام تراکنشها استفاده کرد.
او گفت: «هنوز سؤالهای زیادی درباره آن شرکت دارم، چون هیچکس چیزی برایم توضیح نداد و اجازه سؤال پرسیدن هم نداشتم. این موضوع واقعاً مرا میترساند، چون نمیفهمیدم مسئول چه چیزهایی هستم».

مولچانووا گفت تازه سالها بعد متوجه شد و فعالیتهای اپستین به نام او فراتر از Bank of America بوده است؛ از جمله مخارجی که از طریق اپلیکیشن رصد اعتبار فهمید و سفارش مبلمانی به ارزش نزدیک به ۴۰ هزار دلار که اخیراً در پروندههای وزارت دادگستری آمریکا پیدا کرد.
وکلای ایندایک و ریچارد کان (Richard Kahn)، حسابدار اپستین، در بیانیهای گفتند که مولچانووا هرگز به آنها نگفته بود قربانی آزار یا قاچاق انسان شده است. در این بیانیه آمده است: «جولیا به نظر میرسید یکی از دستیاران اپستین است که از طریق یک شرکت LLC که اپستین برای طراحی داخلی راهاندازی کرده بود کار میکرد».
در این بیانیه ذکر شده است: «ایندایک و کان هیچ دلیلی ندیدند که از ارائه خدمات درخواستی به او خودداری کنند»، همانطور که به سایر کارمندان اپستین هم خدمات میدادند. طبق این بیانیه، این دو نفر اطلاعی از ترتیب دادن ازدواج او توسط اپستین یا استفاده دیگران از کارتهای اعتباری به نام او نداشتند.
کان و ایندایک اخیراً به کنگره گفتند که هیچ کمکی به فعالیتهای مجرمانه اپستین نکرده و از آن اطلاعی نداشتند.
«عصبانی هستم»
مولچانووا گفت کنترل اپستین به سایر بخشهای زندگیاش هم کشیده شد. وقتی میخواست با مردان دیگری قرار بگذارد، او دیکته میکرد که چه پیامی برایشان بفرستد و گزارش کامل هر اتفاقی را که بینشان میافتاد میخواست.
کار طراحی هرگز شکل نگرفت. در عوض، اپستین او را برای مصاحبه کاری به آژانس مدلینگ فیث کیتس (Faith Kates) به نام Next Management فرستاد. کیتس در ایمیلی در مه ۲۰۱۵ به اپستین گفت که مولچانووا گفته نمیخواهد تمام روز پشت میز بنشیند و سابقه کار دفتری نداشته است.
اپستین مولچانووا را به خاطر اینکه کار پشت میز پذیرش را نخواسته سرزنش کرد. او در ایمیلی برایش نوشت: «به آنها گفتی داری درس میخوانی و نمیخواهی پشت میز کار کنی. من عصبانی هستم».
Next Management در بیانیهای اعلام کرد هرگز رابطهای با اپستین نداشته است: «رابطه شخصی چند دههای فیث کیتس با جفری اپستین برای Next Management و مدیران ارشد آن کاملاً و مطلقاً ناشناخته بود».
کیتس به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ نداد. پس از آنکه وزارت دادگستری بخشی از مکاتبات او با اپستین را منتشر کرد، کیتس در اواخر سال ۲۰۲۵ گفت که از Next Management بازنشسته میشود.

اپستین همچنین مولچانووا را در دورههای کارآموزی که دوستانش ترتیب داده بودند قرار داد، از جمله دورهای در سال ۲۰۱۶ که به عنوان کارآموز برای پگی سیگل (Peggy Siegal)، مسئول روابط عمومی، کار کرد. مولچانووا گفت به خاطر تسلط کم به زبان انگلیسی احساس غربت میکرد و کار برایش سخت بود.
او گفت: «اگر واقعاً میخواست کمک کند، مرا میفرستاد تا انگلیسی یاد بگیرم. در عوض، همه اینها یک مشت کار بیهوده و مسخره بود».
سیگل به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ نداد. او قبلاً به The Wall Street Journal گفته بود از رفتارهای مجرمانه اپستین بیخبر بوده و ارتباط داشتن با او یک اشتباه بوده است.
«زندگیام تمام شده است»
آن سالها به جسم و روان مولچانووا آسیب جدی زد. وقتی وزنش بالا و پایین میشد، اپستین از او انتقاد میکرد و او را چاق مینامید. مولچانووا گفت در بدترین روزهایش به خودکشی فکر میکرد و اپستین اجازه نمیداد پیش روانشناس برود. او گفت بعد از اینکه یک نشریه زرد در سال ۲۰۱۶ عکسهای او را کنار اپستین چاپ کرد، وضعیت روحیاش بدتر شد: «یادم میآید با خودم فکر میکردم که برای همیشه به دام افتادهام و زندگیام تمام شده است».
