متن کامل مقاله

چرا جهان باید چین را وادار به افزایش ارزش یوان کند

چین بازارهای جهان را با صادرات ارزان پر کرده است؛ توافقی برای افزایش ارزش پول این کشور شاید تنها راه‌حل باشد.

در سال ۱۹۸۵، قدرت‌های اقتصادی برتر جهان در هتل Plaza نیویورک گرد هم آمدند تا به وضعیت ارزی رسیدگی کنند که چنان تعادلش را از دست داده بود که کل اقتصاد جهان را به خطر می‌انداخت.

امروز جهان به یک توافق Plaza دیگر نیاز دارد؛ توافقی که این بار نه برای کاهش ارزش بیش از حد دلار، بلکه برای بالا بردن ارزش یوان ارزان‌مانده چین باشد.

مازاد تجاری هنگفت و رو به رشد چین، پایه‌های صنعتی شرکای تجاری این کشور را تهدید به نابودی می‌کند. سال‌هاست که بقیه جهان از چین التماس کرده‌اند تا الگوی اقتصادی خود را تغییر دهد و بیشتر به تقاضای داخلی تکیه کند تا صادرات، اما هیچ فایده‌ای نداشته است.

توافقی ارزی که با اهرم تعرفه‌ها اجرا شود، شاید تنها راه وادار کردن چین به اقدام باشد. شاید زمان برای این کار مناسب باشد. نارضایتی از چین، به‌ویژه در اروپا، به اوج خود رسیده است. یک گزارش دولتی فرانسه در ماه فوریه اعلام کرد: «این هجوم چین اکنون… هسته اصلی سیستم تولیدی اروپا را تهدید می‌کند.» در ماه ژوئن، فردریش مرتس (Friedrich Merz)، صدراعظم آلمان، خواستار توافق جدیدی شبیه Plaza علیه چین شد.

نشست روسای بانک‌های مرکزی و وزیران دارایی ۲۰ اقتصاد برتر که از این آخر هفته در Asheville ایالت کارولینای شمالی آغاز می‌شود، می‌تواند جای خوبی برای شروع این گفتگو باشد.

ابعاد مازاد تجاری

دو واقعیت وجود دارد که تردیدی در آن‌ها نیست. اول اینکه چین مازاد تجاری سرسام‌آور و رو به رشدی دارد. Goldman Sachs پیش‌بینی می‌کند این رقم امسال به ۱.۲ تریلیون دلار برسد. این بانک برآورد می‌کند مازاد «حساب جاری» چین (معیاری تجاری که کالاها، خدمات و درآمد سرمایه‌گذاری را شامل می‌شود) به سمت ۱ درصد از GDP کل جهان پیش می‌رود؛ سهمی که هیچ کشوری پس از جنگ جهانی دوم به آن نرسیده است.

دوم اینکه ارزش پول ملی این کشور بر اساس شاخص‌های بنیادین مثل تراز تجاری و قدرت خرید، بسیار کمتر از ارزش واقعی آن است: به گفته Goldman تا ۱۹ درصد، و طبق نظر برد ستسر (Brad Setser)، پژوهشگر در Council on Foreign Relations، تا ۳۵ درصد ارزان‌تر قیمت‌گذاری شده است.

اختلاف نظر درباره رابطه میان این دو است: آیا دومی باعث اولی شده است؟

از دیدگاه International Monetary Fund و بیشتر اقتصاددانان جریان اصلی، یوان ارزان‌قیمت علت مازاد حساب جاری چین نیست، بلکه نشانه‌ای از کمبود تقاضای داخلی است که خود به این مازاد منجر می‌شود.

حساب جاری نشان‌دهنده تفاوت میان میزان پس‌انداز و سرمایه‌گذاری یک کشور است. در دیدگاه اقتصاددانان سنتی، این موضوع در ساختار زیربنایی اقتصادها ریشه دارد. آمریکا با کسری حساب جاری روبه‌روست چون پس‌انداز خیلی کمی دارد؛ چین مازاد حساب جاری دارد چون بیش از حد پس‌انداز می‌کند.

نهاد IMF پس‌انداز بیش از حد چین را ناشی از چند عامل ساختاری می‌داند؛ از جمله شبکه تامین اجتماعی ضعیف و نظام مالیاتی که مالیات سنگینی بر خانوارها می‌بندد و در نتیجه مصرف آن‌ها را کاهش می‌دهد.

اخیراً، ترکیدن حباب مسکن باعث افت شدید سرمایه‌گذاری شده و مازاد حساب جاری را باز هم بیشتر کرده است. به گفته IMF، راه‌حل این است: «بسته‌های حمایتی مالی باید بر تقویت پایدار مصرف از طریق سرمایه‌گذاری روی مردم» و متوقف کردن بحران مسکن متمرکز شود.

دیدگاه دیگر این است که چین نرخ ارز خود را با هدف مشخصِ افزایش صادرات و مهار واردات دستکاری و تثبیت می‌کند.

یوان ارزان، قیمت کالاهای چینی را در خارج پایین می‌آورد و قیمت کالاهای خارجی را در داخل چین بالا می‌برد و در نتیجه مازاد تجاری را بیشتر می‌کند. مایکل پتیس (Michael Pettis)، کارشناس مسائل چین در Carnegie Endowment for International Peace، می‌نویسد این کار همچنین باعث انتقال «درآمد میان مصرف‌کنندگان کالاهای قابل‌تجارت و تولیدکنندگان این کالاها» می‌شود. هدایت درآمد و سرمایه‌گذاری به سمت صنایع صادرات‌محور و دور کردن آن از مصرف‌کنندگان، مصرف داخلی را تضعیف کرده و مازاد حساب جاری را افزایش می‌دهد.

ارز چین طی یک دهه گذشته در محدوده‌ای نسبتاً باثبات در برابر دلار معامله شده است. با این حال، همان‌طور که کاماکشیا تریودی (Kamakshya Trivedi) و هوی شان (Hui Shan)، اقتصاددانان Goldman Sachs در گزارش اخیر خود نشان می‌دهند، قیمت کالاها در چین از زمان همه‌گیری به دلیل قرنطینه‌ها و بحران مسکن کاهش یافته، در حالی که در بازارهای توسعه‌یافته به دلیل بسته‌های محرک اقتصادی و اختلال در زنجیره تامین بالا رفته است. این یعنی نرخ واقعی برابری یوان با احتساب تورم، سقوط شدیدی کرده است.

چرا جهان باید چین را وادار به افزایش ارزش یوان کند — 2

این موضوع توان رقابتی چین را بالاتر برده است. Goldman هزینه‌های تولیدکنندگان در چین مثل New Balance در کفش و Tesla در خودروهای برقی را با هزینه‌های آن‌ها در جاهای دیگر، و قیمت شرکت‌های چینی مثل Haier (سازنده لوازم خانگی) را با رقبای خارجی مثل Siemens مقایسه کرده است. اختلاف قیمت چین در خودروهای برقی ۳۲ درصد، در یخچال ۳۸ درصد و در کفش ۵۳ درصد ارزان‌تر است. از نظر تئوری، اگر ارزش یوان منصفانه تعیین می‌شد، چنین فاصله‌ای نباید باقی می‌ماند.

راه‌حل

مقام‌های چینی در زبان از تقویت مصرف دم می‌زنند، اما در عمل کاری انجام نمی‌دهند. شی جین‌پینگ، رهبر چین، کمک مالی به خانوارها را تحقیر می‌کند و آن را «رفاه‌زدگی» می‌خواند. او معتقد است تقویت صادرات و هم‌زمان محدود کردن واردات، جهان را به چین وابسته‌تر و چین را از جهان بی‌نیازتر می‌کند.

اقتصاددانان Goldman معتقدند که افزایش ارزش پول ملی می‌تواند مکمل اصلاحات داخلی باشد و با کاهش مازاد تجاری، رشد اقتصادی را حفظ کند. با این حال، به گفته ستسر، ارزان بودن یوان فشار را برای اصلاحات از روی دوش چین برمی‌دارد، چون صادرات را سرپا نگه می‌دارد؛ آن هم در شرایطی که بقیه بخش‌های اقتصاد راکد و بی‌رمق است.

چرا جهان باید چین را وادار به افزایش ارزش یوان کند — 3

در توافق Plaza، آمریکا و متحدانش مداخله مشترک برای کاهش ارزش دلار در برابر ارزهای آلمان غربی و ژاپن را با اصلاحات داخلی مثل کاهش کسری بودجه آمریکا ترکیب کردند. این روش جواب داد: کسری تجاری آمریکا ابتدا بیشتر شد، اما بعد به سرعت کاهش یافت.

با این حال، آلمان غربی و ژاپن متحدان نزدیک آمریکا بودند. چین چنین جایگاهی ندارد و اصلاً تمایلی به همکاری نشان نمی‌دهد. روزنامه Global Times، تریبون حزب کمونیست چین، در ماه ژوئن نوشت: «چین بهانه‌کردن نرخ ارز برای اعمال فشار را نمی‌پذیرد و به دوران گذشته که در آن قدرت‌های بزرگ برای سرنوشت کشورها تصمیم می‌گرفتند، بازنخواهد گشت.»

شرکای تجاری چین هم نمی‌توانند صرفاً با خریدن یوان ارزش آن را بالا ببرند، چون چین کنترل بسیار سختی روی دسترسی به ارز خود دارد.

چرا جهان باید چین را وادار به افزایش ارزش یوان کند — 4

در عوض، آن‌ها می‌توانند تعرفه‌هایی وضع کنند و قول دهند در صورت افزایش ارزش یوان توسط چین، این تعرفه‌ها را بردارند. چین در سال ۲۰۰۵ نیز تحت تهدید تعرفه‌های کنگره، افزایش چشمگیر ارزش یوان را آغاز کرد.

آمریکا پیش از این با وضع تعرفه‌های سنگین، کسری تجاری خود را با چین کاهش داده است. اروپا نیز کم‌کم به این ایده تمایل پیدا کرده است. گزارش فرانسوی پیشنهاد کرده بود «حمایت تجاری بی‌سابقه‌ای معادل تعرفه عمومی ۳۰ درصدی علیه چین یا کاهش ۲۰ تا ۳۰ درصدی ارزش یورو» در برابر یوان اعمال شود.

مانع اصلی این است که پرزیدنت ترامپ (Trump) به تعرفه‌ها علاقه دارد و شاید حاضر نباشد آن‌ها را با افزایش ارزش یوان معاوضه کند. او علاقه چندانی هم به کاهش کسری بودجه نشان نداده است. سایر کشورها نیز دچار دودستگی هستند و تمایلی به دشمنی با چین ندارند، ضمن اینکه بعد از تحمل تعرفه‌های ترامپ، دل خوشی از همکاری با او ندارند.

با این حال، اگر آن‌ها بتوانند از بازی‌های سیاسی عبور کنند، آمریکا و متحدانش متوجه خواهند شد که با مشکلی مشترک روبه‌رو هستند و توافق ارزی، چه با همکاری چین و چه بدون آن، می‌تواند تمیزترین، کم‌هزینه‌ترین و موثرترین راه‌حل باشد.